السيد محمد حسين الطهراني

77

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)

در عنفوان بلوغ در نفس خود احساس نياز به مردى مىكند كه بر او اتّكاء نموده و به اصلى كه بر وى اعتماد كند ، و دوست نزديك و همرازى كه چون دژ و پناهگاهى براى وى باشد . نكته دوّم : الف و لام در الرِّجالُ النِّساءِ براى عهد ذهنى است ؛ و وارد شدن آن بر صيغه جمع ( رجال و نساء ) بر شمول جنس به تمام افراد خارجى دلالت دارد ؛ و مىرساند كه حكم بر تك تك افراد ( مرد و زن ) از نظر تحقّق معنى جنس مردى و زنى در آنها وارد است ؛ و از آن فهميده مىشود كه حكم قيام براى هر مردى از مردان نسبت به هر زنى از زنان سارى و جارى است ، اما نه از جهت خصوصيات فردى و اعراض و صفات شخصى ، بلكه از نظر تحقّق معنى جنسيّت در آنها . نكته سوّم : آوردن جمله اسميّه در آيه دلالت بر دوام و استمرار دارد ، مضافاً بر اين‌كه « قَوَّامُونَ » از مشتقّات است‌كه بر ثبوت و دوام دلالت دارد به خلاف فعل كه دلالت بر وقوع امر بدون ثبوت آن مىكند و علماء ادب به اين نكته تصريح دارند . پس بنابراين ، آيه شريفه با رساترين وجهى دلالت دارد بر اين كه مردان قيّم زنانند و بالاترين و آخرين حدّ قيموميّت را به‌طور دائمى و استمرارى بر آنها دارند ؛ و جمله اگرچه به‌صورت خبر است امّا چون در جاى انشاء ( بايد كردن ) نشسته است ، معنى امر را به وجهى رسا مىرساند و نتيجه مىدهد . نكته چهارم : علّت ، قرار دادن خداوند عزّ و جلّ به گفته‌اش : « بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ » دلالت دارد بر اين‌كه قيموميّت علّت و منشأ خارجى واقعى دارد ، و يك امر اعتبارى صرف نمىباشد . و برترى موهبتى الهى ( خدادادى ) مردان آن‌چيزى است كه در مردان برحسب طبع از زنان بيشتر است ، و آن بسبب زيادى قوّه تعقّل در آنها و آنچه كه